صائن الدين على بن تركه

43

چهارده رساله فارسى ( فارسى )

صفايح طبايع و عناصر هويدا مىگردد و خواه صورت اظهارى وجودى كه بر صحايف احكام و شرايع در صدد « 1 » پيدايى و پيداكنندگى مىآيد - البته از اصول اربعه ظاهر مىتواند شد و تا اركان آن پذيراى صورت تربيع كه هويدايى وحدت جمعى و وجود كمالى بدان است نمىشود ، بنياد ظهور هيچ صورت بر آن تحقق نيابد ، چنانچه طبايع اربعه به نسبت با مزاج « 2 » و اخلاط چهارگانه به نسبت با بدن انسان و فصول چهارگانه به نسبت با زمان ، و پنجم اين‌ها صورت جمعيت كل است كه هريك در او طرف خفا دارند ولى كل به وحدت جمعى ظاهر شده ، چنانچه در مطولات تحقيق آن مبسوط گشته ، هرگاه كه اين مقدمه مقرر شد روشن گشت كه در احكام « 3 » شرعى اظهارى نيز آنچه تعلق به عالم آميزش و آلايش داشته باشد ظاهر شدن او را از اين اركان « 4 » چهارگانه ناگزير خواهد بودن . و از اينجاست كه پيشوايان راه دين كه بنياد كارخانهء احكام شرعى بر مساعى افكار و اقلام ايشان است ، ظاهر همين چهار واقع شده « 5 » : مىسرشت اين چهار چيز بهم * مدتى چون تمام شد معجون « 6 » دردها را در او نهاد دوا * رنجها را از او نوشت افسون ديگر معلوم مىبايد كردن كه عبادات « 7 » از دو گونه است : يكى فرائض كه نجات و رستگارى بنده جز به گزاردن آن صورت نبندد و آن به مثابت « 8 » مايه است و رأس المال ، مسافران صوب طلب را و تاجران حلقهء كسب ادب . و يكى ديگر نوافل كه درجات بلند و مراتب ارجمند از گزاردن آن حاصل مىشود و آن به منزلهء سود مىشود در آن بازار . پس هر بنده‌اى « 9 » كه متوجهء راه عبادت شود و طالب ترقى به مدارج

--> ( 1 ) - ب : مدد پيدايى . ( 2 ) - ب : به نسبت به افواج . ( 3 ) - ب : كه در احكام شرعى بر مساعى افكار و اقلام ايشان است ظاهر همين چهار واقع شده . قطعه . ( 4 ) - ن : از اين چهارگانه . ( 5 ) - ن : ش . ( 6 ) - ب : تمام معجون شد . ( 7 ) - ب : كه عبادت . ( 8 ) - ب : به مثابت است . ( 9 ) - ن : بنده .